خرید بک لینک
لوح تقدیر | تقدیرنامه
فروشگاه اینترنتی
درگاه بیت کوین
برج خنک کننده
دانلود آهنگ های قدیمی
جعبه جیر لوح
بازی های آنلاین
دانلود اهنگ
گاوصندوق
درب خزانه
خرید سکه ساکر استارز
رزرو آنلاین هتل خارجی
فروش عینک افتابی
کلینیک دندانپزشکی
خرید هدفون بیسیم
کاهش پینگ
بتن سخت
لوله استیل
بزرگترین وبلاگ تغذیه و سلامت

بزرگترین وبلاگ تغذیه و سلامت

بزرگترین وبلاگ تغذیه و سلامت

فدراسیون*ها باید با رئیس اداره شوند نه سرپرست


فدراسیون*ها باید با رئیس اداره شوند نه سرپرست
صالحی امیری: وزارت ورزش بنای مداخله در کار کمیته ملی المپیک را ندارد/آمده*ام که بمانم
سرپرست وزارت ورزش و جوانان اعتقاد دارد این وزارتخانه دخالتی در کمیته ملی المپیک ندارد.
به گزارش فارس، سیدرضا امیری صالحی درباره نخستین جلسه با رؤسای فدراسیون*ها گفت: در این جلسه به 3 محور اساسی پرداختیم. نگاه من به ورزش و جامعه ورزشی، بحث روابط متقابل وزارتخانه و فدراسیون*ها که یک بازتعریف جدیدی را تحت عنوان روابط تعاملی، عقلانی و مشارکتی انجام دادیم.

نکته سوم این بود که ما مجموعه مشکلات جامعه ورزش را شناسایی کردیم و در 5 قالب برنامه استراتژیک و 25 برنامه عملیاتی توافق کردیم با تشکیل کارگروه*های کارشناسی بحث و بررسی شود و یک راهکار برای هر چالش پیدا شود تا در نهایت به نتیجه برسیم.

سرپرست وزارت ورزش و جوانان در پاسخ به این سؤال که بحث مالی و مشکلات بودجه از مسائل عمده فدراسیون*هاست و در برخی مواقع می*بینیم اردوهای تیم ملی از جمله فوتبال به همین دلیل لغو می*شود برنامه شما در این خصوص چیست، اظهار داشت: قرار شد کارگروهی را تشکیل دهیم مشارکت معاونین من و رؤسای فدراسیون*ها به یک توافق مالی به صورت کوتاه مدت برسند و بعد یک توافق مالی برای سال 93 داشته باشیم.

در روزهای آینده و تا پایان شهریور مجموعه اقدامات مالی را انجام خواهیم داد حداقل*های فدراسیون*ها را تامین خواهیم کرد تا خللی در اعزام پیش نیاید.
صالحی در پاسخ به این سؤال که آیا شما کاندیدای اصلی وزارت ورزش و جوانان هستید، تصریح کرد:* این سؤال را از دکتر روحانی بپرسید.

وی درباره برخی فدراسیون*ها به وسیله سرپرست اداره می*شوند و همچنین درباره برگزاری انتخابات آنها عنوان کرد: فدراسیون*ها دارای اساسنامه مستقلی هستند و تابع یک نظام انتخاباتی که ما از آن حمایت می*کنیم. در کار فدراسیون*ها مداخله*ای نداریم.

باید نسبت به هر فدراسیون از هر رئیس بپرسیم برای هر فدراسیونش چه برنامه*ای دارد و اینکه ما علاقمندیم این است که فدراسیون*ها با رئیس اداره شوند و یک نظام انتخاباتی با اساسنامه خاص خودشان داشته باشند. وزارت ورزش هم حمایت می*کند.

صالحی همچنین درباره انتخابات کمیته ملی المپیک اظهار داشت: کمیته ملی المپیک یک نهاد عمومی است دارای اساسنامه در چارچوب نهادهای بین*المللی و در آن چارچوب حرکت خودش را انجام می*دهد. ما هم به قوانین بین*المللی احترام می*گذاریم. وزارت ورزش بنای مداخله در کار کمیته ملی المپیک را ندارد.

وی در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه یکی از دغدغه ورزش بحث فرهنگ است: گفت: یکی از اصلی*ترین اهداف روحانی در ورزش همین بحث بود. ورزش یک امر اجتماعی *فرهنگی است ایجاد یک سازوکار فرهنگی در جامعه ورزش نیازمند یک نظام برنامه*ریزی بلندمدت، استراتژیک و عملیاتی است.

تلاش می*کنیم با یک برنامه*ریزی منسجم چگونگی ورود فرهنگ در عرصه ورزش در ارتقاء آن در دستور کار مان قرار بگیرد. این به معنای این نیست که جامعه ورزش اخلاق*مدار نیست، این جامعه جامعه بزرگی است و یک جمعیت هوادار چندین میلیونی دارد.

سرپرست وزارت ورزش و جوانان در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه برنامه*های شما در ورزش بلندمدت به نظر می*رسد آیا شما در نظر دارید در ورزش بمانید،* تصریح کرد: آمدم که بمانم./فارس


like
امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 |
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهريور 1394ساعت 17:09 توسط jalal |

5 اتفاق عجیب پس از سکته مغزی


5 اتفاق عجیب پس از سکته مغزی
بیماری های مغزی را می توان یکی از عوامل اصلی مرگ و میر در دنیا دانست زیرا انسان های بسیاری روزانه به خاطر این مشکلات در بیمارستان بستری شده و جانشان را از دست می دهند.

سکته مغزی یکی از مشکلاتی است که ممکن است بر اثر دلایل متفاوت به وجود آید. این مشکل می تواند احتمال فوت را بالا برده و جان انسان را بگیرد. سکته مغزی اگر باعث مرگ نشود، بیماری های دیگری را به وجود می آورد که از جمله آن ها می توانیم به لمس شدن بدن اشاره کنیم. با همه توصیفاتی که از سکته مغزی شد باید متذکر شویم که گاهی اوقات این مشکل باعث دگرگونی های بسیار عظیمی هم می شود.

** مالکوم مایت
اتفاقات بعد سکته های مغزی , علت سکته مغزی


احساست یکی از مهمترین بخش وجودی انسان است که نبود آن می تواند زندگی را سخت کند. مالکوم مایت مردی 68 ساله است که چندی پیش دچار یک سکته خفیف مغزی شد اما همین سکته خفیف مشکلی بزرگ را برای او به وجود اورد. در حین این سکته قسمت جلوی مغر او آسیب دیده است و بر اثر آن تمامی احساسات او از بین رفته اند. این مرد دیگر نمی تواند حالت غم و افسردگی را به هیچ عنوان تجربه کند و باید تا آخر عمرش به همین سبک پیش برود.

** الن مورگان
اتفاقات بعد سکته های مغزی , علت سکته مغزی


سبک و سیاق صحبت کردن همیشه به نام لخهجه شناخته می شود و مردم هر منطقه لهجه ای متفاوت دارند که تغییر دادن آن تقریبا غیر ممکن است. "آلن مورگان" مردی 81 ساله انگلیسی است که پس از یک حمله عصبی وسکته مغزی دچار دگرگونی عجیبی شد. این مرد زمانی که از کمای مغزی خارج شد تنها می توانست به لهجه ولزی صحبت کند. این درحالی است که این مرد تنها یکبار در سال های بسیار دور به ولز سفر کرده بود و هیچ دوست ولزی هم نداشته است. پزشکان اعتقاد دارند که او دچار بیماری خاصی به نام "افاسیا" شده است که بسیار نادر بوده و احتمال مبتلا شدن به آن بسیار پایین است.

** کن والتر
اتفاقات بعد سکته های مغزی , علت سکته مغزی


سکته مغزی که به عنوان یک بیماری شناخته می شود گاهی اوقات می توانند به عنوان یک معجزه نیز شناخته شوند. کن والتر در حالیکه 19 سال سن داشت دچار سانحه ای شد که او را تمام مدت روی ویلچر نشاند. این مرد که دچار افسردگی شده بود پس از چند سال دچار یک سکته مغزی نیز می شود. این مشکل که به نظر بدتر از مورد قبلی است باعث می شود تا زندگی او به کلی تغییر یابد. این مرد پس از سکته تبدیل به یک هنرمند دیجیتالی شد و توانست بهترین تصاویر گرافیکی دیجیتالی را خلق کند. این مرد این روزها با شرکت های بازیسازی کار می کند.

** حس دست سوم
چندی پیش در یکی از بیمارستان های سوییس پزشکان به موردی عجیب درباره بیماری های مغزی برخوردند. در این بیمارستان یک خانم که دچار سکته شده بود اظهار کرد که دست سومی در بدن او به وجود امده است. این خانم اصرار بر آن داشت که دست سوم او بسیار اذیتش می کند و قدرت کار کردن را از او گرفته است. پزشکان بعد از ازمایشات متوجه شدند که این دست واقعا در مغز او وجود دارد و حتی حس نیز می کند. این مورد باعث شد تا آزمایشات متعددی روی این خانم انجام دهند ولی هیچگاه دلیل به وجود آمدن این مشکل پیدا نشد.

** لیندا واکر
اتفاقات بعد سکته های مغزی , علت سکته مغزی


در موردی تقریبا مشابه با الن مورگان بار دیگر خانمی که دچار سکته مغزی شده بود لهجه خود را از دست داد. لیندا واکر 60 سال سن دارد و چند سال پیش دچار یک سکته مغزی شد. او پس از این حادثه و زمانی که در حال خارج شدن از کما بود ناگهان زبان مادری اش را از دست داد. این خانم که اهل نیوکاسل بود پس از به هوش آمدن به زبان جامائیکایی صحبت می کرد. این در حالی است که او تنها یک فیلم از این کشور دیده بود ولی بعد از سکته می توانست به راحتی به زبان آن ها صحبت کند..... / yjc.ir


like
امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 |
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهريور 1394ساعت 17:09 توسط jalal |

طلا در روزهای بی*ثبات


طلا در روزهای بی*ثبات
در هفته گذشته عواملی همچون اعلام صورت*جلسه نشست اخیر فدرال رزرو همراه با انتشار گزارش*هایی از اوضاع اقتصادی اروپا، ژاپن و آمریکا به بروز نوساناتی در قیمت ارز، طلا، نفت و فلزات منجر شد؛
به طوری که در روز دوشنبه هفته گذشته و در شرایطی که به نظر می*رسید با نزدیک شدن به زمان اعلام صورت*جلسه نشست کمیته بازار آزاد فدرال رزرو و اینکه احتمالا به زودی شاهد مشخص شدن برنامه بانک مرکزی آمریکا در مورد اجرایی کردن تصمیم خود برای کاهش سیاست*های انبساطیش خواهیم بود تا حدی مانع اتخاذ موقعیت*های قابل توجه خرید یا فروش ارزهایی همچون دلار شد.

در واقع ابهامی که نسبت به این موضوع بر جو روانی بازار سایه افکنده بود به نوعی محافظه*کاری سرمایه*گذاران را افزایش داد. از سوی دیگر رشد نگرانی*ها از افزایش نرخ بهره اوراق قرضه نیز فشار رو به پایینی بر بازارهای سهام وارد *آورد.

بر این اساس در بازار طلای روز دوشنبه، با اینکه بروز علائمی از رشد خرید فیزیکی طلا همراه با بیشتر شدن موجودی طلای صندوق*های سرمایه*گذاری به افزایش قیمت این کالای گرانبها کمک کرد؛ اما در کل جو حاکم بر این بازار هم به نوعی متاثر از نزدیک شدن به زمان اعلام صورت*جلسه نشست فدرال رزرو منفی بود.

در روزهای اخیر قیمت طلا به پشتوانه عواملی نظیر کاهش شاخص دلار، بستن معاملات فروش و دلایل تکنیکالی حدود 8 درصد رشد نشان داده است؛ به طوری که روز گذشته از کانال هزار و 400 دلار نیز عبور کرد و تا رقم هزار و 420 دلار بالا رفت.

ابهام و عدم*اطمینان نسبت به کاهش یا عدم*کاهش سیاست*های انبساطی بانک مرکزی آمریکا در آینده نزدیک موضوعی بود که طی هفته گذشته تا روز چهارشنبه از تمایل برای سرمایه*گذاری در سهام کاسته بود، البته افزایش بازده اوراق قرضه نیز به عنوان گزینه جذاب*تر برای سرمایه*گذاری در کاهش معاملات بازارهای سهام بی*تاثیر نبود.

از سوی دیگر در پی اظهارات بانک مرکزی آلمان، مبنی*بر اینکه ecb موظف نیست نرخ بهره اروپا را در کمترین سطح ممکن حفظ کند، بلکه چنانچه قیمت مصرف*کننده افزایش یابد، امکان رشد این نرخ وجود دارد، ارزش یورو در بازار تقویت شد، به طوری*که در بازار طلای روز سه*شنبه، در عین حال که ابهام موجود در بازار نسبت به مشخص شدن خط مشی سیاست*های کلان اقتصادی بانک مرکزی آمریکا در روزهای پایانی هفته فشار رو به پایینی بر قیمت طلا وارد می*کرد، کاهش شاخص دلار همراه با افزایش خرید فیزیکی این کالای گرانبها در آسیا به رشد بهای طلا انجامید.

اما بالاخره در روز چهارشنبه هفته گذشته پس از آنکه انتشار صورت*جلسه نشست فدرال رزرو بدون اشاره به توقف برنامه حمایتی صورت گرفت، شاخص دلار افزایش و بازارهای سهام تنزل یافت. با اینکه شواهد حاکی از آن بود که بین مقامات این بانک بر*سر زمان آغاز روند کاهشی برنامه حمایتی اختلاف نظر وجود دارد، اما در کل این صورت*جلسه انتظار بازار را از عملی شدن تصمیم مذکور در ماه سپتامبر تغییر نداد؛ اگرچه ظاهرا اکثر سیاست*گذاران پولی بانک مرکزی بر این مساله اتفاق نظر دارند که هنوز زمان مناسب تغییر روند برنامه حمایتی فرا نرسیده است.


در واقع به نظر می*رسد فدرال رزرو هم مانند سایرین در این خصوص به تصمیم قطعی نرسیده است؛ چراکه آنها هم هنوز سیگنال*های قوی از بهبود بازار برای عملی کردن تصمیم خود دریافت نکرده*اند.

درست در همان روز که معامله*گران منتظر نتایج نشست فدرال رزرو بودند، در بازار طلا همزمان با رشد شاخص دلار و انتشار گزارش بسیار مثبتی از بازار مسکن آمریکا (رشد تعداد فروش خانه*های نوساز در آمریکا در ماه گذشته که به بالاترین سطح خود در پنج سال اخیر رسید) شاهد افت قیمت*ها بودیم.

البته در روز پنج*شنبه با وجود انتشار گزارش نه چندان مطلوبی از بازار کار آمریکا، تاثیر مثبت اظهارات روز چهارشنبه مقامات فدرال بر بازار (در مورد کاهش برنامه حمایتی آمریکا در ماه سپتامبر) به رشد شاخص دلار و نرخ بهره اوراق قرضه منجر شد. گفتنی است با اینکه تقاضای اشتغال آمریکا طی هفته گذشته افزایش نشان داد اما همچنان این شاخص نزدیک به کف آن در شش سال اخیر بود و نتوانست جو*روانی بازار را تحت*تاثیر قرار دهد.

از سوی دیگر بهبود گزارش*های منتشرشده از وضعیت بخش* تولیدی اروپا، چین و آمریکا با افزایش امیدواری*ها از بهتر شدن اوضاع اقتصادی منطقه پولی یورو به تقویت بازارهای سهام انجامید.

در این روز با اینکه افزایش ارزش دلار فشار رو به پایینی بر تقاضا برای طلا وارد ساخت، اما انتشار گزارش مطلوبی از وضعیت تولید چین با تقویت امیدواری*ها نسبت به روند بهبود اقتصادی آن باعث رشد بهای این کالای گرانبها در بازارهای جهانی شد.

در آخرین روز از هفته قبل، انتشار گزارش نه*چندان مطلوبی از بازار مسکن آمریکا (به دلیل تاثیر منفی افزایش نرخ تسهیلات بانکی بر این بازار) انتظار سرمایه*گذاران درخصوص اجرایی شدن تصمیم کاهش برنامه*های حمایتی فدرال رزرو در ماه آینده را تنزل داد و به افت شاخص دلار انجامید. در عین حال بروز نشانه*ها و علائمی از رشد اقتصادی منطقه پولی یورو موجب افزایش ارزش یورو در بازارهای جهانی شد؛ همچنین بازارهای سهام نیز تا حدی مثبت شدند.

در بازار طلا نیز در این روز، با وجود کاهش قیمت طلا در ساعات اولیه معاملات این روز (در پی مثبت بودن آخرین گزارش*های منتشر شده از وضعیت تولید و بازار کار آمریکا)، نگران*کننده بودن آمارهای منتشر شده از بازار مسکن این کشور از آنجاکه امیدواری فعالان این بازار را نسبت به تعویق اجرای تصمیم فدرال رزرو درخصوص آغاز روند کاهش برنامه حمایتی آن از ماه سپتامبر افزایش داد موجب رشد بهای طلا شد. البته با نزدیک شدن به جشن*ها و فستیوال*ها در هند و چین (ماه آینده) ظاهرا خرید فیزیکی طلا هم افزایش نشان داد.

در عین حال به گزارش جهان سهم قیمت طلا روز دوشنبه در ابتدای معاملات در بازارهای آسیایی به بالای ۱۴۰۰ دلار در هر اونس افزایش یافت و این روند روز گذشته نیز با رسیدن به بهای هزار و 420 دلار در میانه معاملات ادامه پیدا کرد که بالاترین میزان طی یازده هفته گذشته بود. به گزارش جهان سهم، رشد قیمت طلا از هفته پیش آغاز شده بود؛ یعنی هنگامی که خبری منفی از بخش مسکن آمریکا احتمال محدود شدن سیاست*های انبساطی بانک مرکزی این کشور را کاهش داد.

البته شدت یافتن تنش*های ژئوپلتیک در منطقه خاورمیانه نیز در افزایش قیمت*ها موثر بوده است. در حقیقت افزایش پایای قیمت طلا در روزهای اخیر حاصل ترکیب سه عامل یعنی ضعف اقتصاد آمریکا، گزارش شورای جهانی طلا در خصوص رشد تقاضای فیزیکی برای طلا در سه ماهه دوم امسال و تنش*های سیاسی در منطقه خاور میانه بوده است. اما درباره پایا بودن عواملی که به رشد قیمت فلز زرد منجر شده*اند، اطمینانی وجود ندارد.

در هفته جاری نیز تنش*های ژئوپلتیک در منطقه خاورمیانه که از ابتدای هفته پیش شدت یافته از مهم*ترین عوامل رشد بهای طلا بوده است. با گذشت زمان از تاثیر این عامل بر رفتار سرمایه*گذاران کاسته خواهد شد و می*توان گفت این عامل پایا نخواهد بود.

امید به رشد قیمت فلز زرد بر مبنای عوامل موجود چندان منطقی نیست؛ اما اگر در چین که سال پیش دومین مصرف*کننده بزرگ طلای جهان پس از هند بوده شرایط اقتصادی بهتر شود و انتظارات تورمی در اقتصادهای بزرگ افزایش یابد می*توان به رشد قابل*ملاحظه قیمت طلا امیدوار بود. نمودار همراه، نشان*دهنده تغییرات قیمت فلز زرد در یک ماه اخیر است.
*تحلیلگر اقتصاد جهانی- شرکت کارگزاری بهمن


like
امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 |
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهريور 1394ساعت 17:09 توسط jalal |

هشدار مرد اول اقتصادی روحانی درباره بیکاری/ سونامی 8.5 میلیون نفری در راه است


هشدار مرد اول اقتصادی روحانی درباره بیکاری/ سونامی 8.5 میلیون نفری در راه است
مسئله مربوط به بیکاری جوانان دانشگاهی چنان در جامعه مطرح شده که بیکاری این قشر حتی در بین دارندگان مدارک عالی فوق لیسانس و دکترا نیز دیده می شود و امروز هزاران نفر از بیکاران کشور را می توان را در این گروه ها جستجو کرد.
با اینکه وزیر کار دولت احمدی نژاد ادعای ایجاد 7 میلیون فرصت شغلی را مطرح کرده بود، وزیر اقتصاد دولت تدبیر و امید می گوید به زودی بازار کار کشور با بحران 8.5 میلیون کارجو مواجه خواهد شد. در صورت رسیدن آمار متقاضیان کار کشور به میزان یادشده، کشور با تقاضای تاریخی کار در 100 سال گذشته مواجه می شود.

به گزارش مهر، موضوع مربوط به اشتغال میلیون ها کارجو و وجود انبوه تقاضا برای کار در بیش از یک دهه اخیر از مسائل اصلی و چالش های اصلی دولت ها بوده تا جایی که به دلیل اهمیت این مسئله برای جامعه، دولت ها اشتغال زایی را در بین چند اولویت اول کاری خود در میان وعده های گوناگون مطرح کرده اند.

با این حال، آنچه که از آن به عنوان رشد یکباره جمعیت در دهه 60 و رسیدن سیل جمعیت جوان به دروازه های بازار کار کشور در دهه های 80 و 90 باعث شده تا بیکاری جوانان و تلاش برای پیدا کردن کار در زمره مهم ترین خواسته های جامعه و از معضلات بزرگ خانواده ها تلقی شود.
آماربیکاری,نرخ بیکاری,وضعیت بیکاری جوانان دانشگاهی در کشور


سیل بیکاری و خرابی آن در خانواده ها
کارشناسان بازار کار معتقدند بیکاری آنچنان برای کشور جدی شده و به یک بحران برای جوانان تبدیل شده که کمتر خانواده ای را می توان یافت در آن حداقل یک فرد بیکار وجود نداشته باشد و زمانی جلوه بیکاری در جامعه بدتر می شود که بخش قابل توجهی از بیکاران کشور را تحصیل کردگان دانشگاهی و افراد دارای مدارک بالاتر از دیپلم متوسطه تشکیل می دهند.

مسئله مربوط به بیکاری جوانان دانشگاهی چنان در جامعه مطرح شده که بیکاری این قشر حتی در بین دارندگان مدارک عالی فوق لیسانس و دکترا نیز دیده می شود و امروز هزاران نفر از بیکاران کشور را می توان را در این گروه ها جستجو کرد.

دولت های نهم و دهم درباره مبارزه با بحران بیکاری و جلوگیری از روند فعلی بازار کار وعده های فراوانی را مطرح کرده بودند که متاسفانه به گواه آمارهای ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران در این بخش چندان موفقیتی به دست نیامد و در تعداد بیکاران کشور تغییری حاصل نشد.

دکتر حسن روحانی؛ رئیس جمهور در ماه های اخیر همزمان با برگزاری انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری و پس از آن که به صورت رسمی عهده دار این مسئولیت شد درباره موضوع بیکاری در جامعه سخن گفته و با تاکید بر آمار 3 میلیونی بیکاران مرکز آمار ایران، این موضوع را از چالش های جدی دولت دانسته است.

وزیر اقتصاد: 8.5 میلیون بیکار در راه است
علی طیب نیا وزیر امور اقتصادی و دارایی نیز در روزهای گذشته به موضوع بیکاری و چالش کارجویان با عدم تعادل در عرضه و تقاضای نیروی کار کشور پرداخته است. وزیر اقتصاد عنوان کرد: از طرفی ما یک جمعیت انبوه آماده کار داریم که چیزی حدود 5 میلیون نفر در حال حاضر یا از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند یا در حال تحصیل در دانشگاه ها هستند و به زودی وارد بازار کار خواهند شد که ما باید بتوانیم برای این جمعیت کار مناسب فراهم کنیم. همچنین حدود 3 و نیم میلیون بیکار وجود دارد که اگر این تعداد را به آن 5 میلیون نفر اضافه کنیم معنایش این است که حدود 8 و نیم میلیون نفر در آینده نزدیک جویای شغل هستند.

وی افزود: طبیعتا جمعیت بیکاران و نرخ بیکاری در میان زنان و قشر جوان و تحصیل کرده بالاتر است و شاید ما بالاترین نرخ بیکاری را میان زنان جوان داریم که اینها اهمیت و حساسیت موضوع را برای ما بیشتر روشن می کند. متاسفانه در شرایط رکودی قرار گرفته ایم و ایجاد شغل برای این جمعیت جویای کار با سختی مواجه است و همزمان با یک تورم سنگین دو رقمی نیز مواجهیم.

بررسی سخنان وزیر اقتصاد درباره وضعیت بیکاری در جامعه، کشور را به یک علامت هشدار جدی در اینباره هدایت می کند. در واقع تحلیل سخنان طیب نیا این است که یا در سال های فعالیت دولت های سابق کار چندانی در این بخش نشده و بیکاری همچنان به عنوان یک معضل جدی خانواده ها باقی است و یا اینکه یک جمعیت بزرگتر از تعداد فعلی بیکاران (حدود 3 میلیون نفر طبق گزارش مرکز آمار ایران) در راه است که در صورت رسیدن به بیکاران فعلی، سیلی از بیکاران را در کشور به راه خواهد انداخت.

همچنین این هشدار برداشت می شود که با وجود تعداد بسیار زیادی از جوانان جویای کار، بنگاه ها و تولید در وضعیت نابسامانی به سر می برد و این نگرانی وجود دارد که امکان جذب آنها وجود نداشته باشد. متاسفانه با اینکه بخش زیادی از متولدین دهه 60 باید حداکثر تا نیمه دهه 80 وارد بازار می شدند، اما تاخیر به وجود آمده باعث کشیده شدن وضعیت بحرانی بازار کار تا حداقل نیمه دهه 90 شده است.

سونامی تاریخی بیکاری
از سویی، اگر به زودی 8 میلیون و 500 هزار نفر که بیش از 5 میلیون نفر آنان را فارغ التحصیلان دانشگاهی تشکیل خواهد داد متقاضی کار شوند؛ کشور با سونامی تقاضا برای کار در 100 سال گذشته مواجه خواهد شد چرا که در هیچ دوره ای تعداد تقاضا برای شغل در ایران به میزان مطرح شده نرسیده است.

حمید حاج اسماعیلی در گفتگو با مهر با بیان اینکه آمارهای متفاوتی از بیکاری و وضعیت اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی ارائه شده است گفت: باید پرسید آمارهای جدید از کجا به دست آمده است؟ آیا مرکز آمار و یا بانک مرکزی چنین آماری را از قبل استخراج کرده و امروز ارائه می شود و یا اینکه نتیجه محاسبات دولت یازدهم است؟

این فعال کارگری اظهار داشت: با این حال نگرانی ها درباره وضعیت نامناسب بازار کار و اینکه تعداد بسیار زیادی از فارغ التحصیلان به درهای بسته بازار کار خورده اند درست است. دولت تدبیر و امید باید برای بالای 5 میلیون نفر کارجو برنامه ریزی داشته باشد چرا که به صورت رسمی بیکاری 4 میلیون نفر تایید می شود و از آنسو تعداد بسیار زیادی از شاغلان، اساسا در بخش های غیررسمی، مقطعی، فصلی و غیررسمی حضور دارند که در اصل شغل محسوب نمی شود.

حاج اسماعیلی خاطر نشان کرد: دولت یازدهم باید به صورت جدی تری بر روی آمارها کار کند و اگر قرار است اقدامات اورژانسی در بخش های مختلف اقتصاد انجام شود باید بر اساس آمار و اطلاعات دقیق و درست باشد.

وی تاکید کرد: طبق گفته وزیر اقتصاد باید بنگاه های کوچک در کشور احیاء شوند و از آنسو بنگاه های بزرگ توسعه ظرفیت پیدا کنند. در صورت انجام اینگونه اقدامات پایه ای می توان امیدوار بود بازار کار در سال های آینده رو به بهبود برود./مهر


like
امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 |
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهريور 1394ساعت 17:09 توسط jalal |

مثال ها و دفاع سطحی رییس دانشگاه علامه از تفکیک جنسیتی


مثال ها و دفاع سطحی رییس دانشگاه علامه از تفکیک جنسیتی
رییس دانشگاه علامه طباطبایی درباره ی تفکیک جنسیتی در این دانشگاه به کیهان گفت: شما بروید در دانشگاه بچرخید، نگاه کنید این رفت و آمدها چه طور شده است. دیگر ارتباطات مثل آن روزها نیست؛ حواسشان به درس است، آن روز به بهانه جزوه، به این بهانه که استاد چه گفت؟ سؤال چه بود؟ برخی ارتباطات ناسالم برقرار می*شد، پشت سر این ارتباطات مسائل بعدی بود.
به گزارش انصاف نیوز، بخش اول این گفتگوی تفصیلی با سید صدرالدین شریعتی به همراه مقدمه ی کیهان در پی می آید:
مقدمه: قرار بود دانشجوی دانشگاه میامی بشود در آمریکا، اما سر از حوزه علمیه قم درآورد و دکترای الهیات را هم از دانشگاه تهران گرفت؛ حالا هم در دفتر ریاست دانشگاه علامه طباطبایی نشسته است.

سید صدرالدین شریعتی را این روزها به لطف مسئولین تازه وزارت علوم و اسناد حوزه وزارتی*ای که به بیرون درز دادند! کمتر دانشجویی است که نشناسد. اینکه نامه*های یک رئیس دانشگاه به وزیر علوم، سر از سایت*های اینترنتی معلوم الحال درآورد برایش قابل پیش*بینی بود. همان روز که با هم گرم صحبت بودیم فکر این روزها را می*کرد اما دلش قرص بود به خدایی که سخت قبولش داشت و البته به دعای پدرش؛ صحبت که به پدرش رسید اشک در چشمانش حلقه زد، سهم ما خاطره*ای شد تا بدانیم به خاطر پدرش بورسیه دانشگاه میامی را رها کرده و به حوزه رفته است.

در آخرین روزهای ماه مبارک رمضان به دانشگاه علامه طباطبایی رفتیم تا پای درد دل*هایش بنشینیم؛ صدرالدین شریعتی نه نگهبان بود و نه دانشگاهش شباهتی به پادگان داشت؛ البته به سرهنگ*های کشورش افتخار می*کرد! راحت و آرام در مقابل*مان نشست و صمیمی و بی*تکلف به سؤال*هایمان جواب داد.

گفتیم چه خبر است در دانشگاه علامه؟ گفتیم می*گویند اساتید را بازنشست می*کنید؟ از تفکیک جنسیتی گفتیم ... گفتیم و گفتیم و گفتیم آن قدر که حساب زمان از دستمان خارج شد؛ و حالا شما پای حرف*هایمان بنشینید؛ پای حرف*های مردی که بعد از آن هجوم رسانه*ای، برای اولین بار می*خواهد از خودش دفاع کند:

- ابتدا بگویم از اینکه چنین وقتی را برای گفت*وگو با صفحه دانشگاه روزنامه کیهان اختصاص دادید متشکرم. حاج*آقا شریعتی! بگذارید شروع بحثمان این طور باشد کمی از خودتان بفرمایید، کجا متولد شدید و درس خواندید؟ از سوابق تحصیلی و اجرایی*تان بفرمایید؟
متولد قم هستم و دوران دبستان را در آنجا سپری کردم. سال 42 پدرم برای این که من درس بخوانم آمد به تهران. دوران دبیرستان را در تهران درس خواندم. یکی دبیرستان طبرسی بود در کوچه مؤید خیابان خیام نزدیک بازار ، یکی هم دبیرستان مروی بود؛ همین خیابان ناصرخسرو.

دیپلم ریاضی را خرداد 46 از آنجاگرفتم. پدر من روحانی بسیار معتقدی بود. نذر و نیاز می*کرد تا خدا یک پسری به ایشان بدهد که روضه خوان امام حسین باشد. من سال 46 درامتحان تافل اعزام به خارج شرکت کردم. در امتحان هم پذیرفته شدم و قرار بود بورس شوم برای آمریکا، هزینه*اش را هم دانشگاه میامی پذیرفته بود. پدرم فوق العاده ناراحت بود. اما به هر ترتیب اتفاقاتی پیش آمد که از این کار منصرف شدم و به حوزه رفتم. آذر 46 رفتم طلبه شدم. خدا رحمت کند مرحوم آقای مطهری به مدرسه ما می*آمد و درس می*داد. ایشان فرمودند که شما دانشگاه هم بروید. امتحان دادم و دانشکده الهیات تهران قبول شدم. هم طلبگی*ام را ادامه دادم و هم دانشجوی دانشگاه بودم.

انقلاب شد و بعد از انقلاب مسئولیت*هایی را بر عهده گرفتم اما سال 65 خودم را منتقل کردم به دانشگاه علامه طباطبایی و به عنوان کارشناس مشغول شدم؛ تقریبا تا گزینش من انجام شد رسید به سال 67. از بهمن سال 67 عضو هیأت علمی شدم. بلافاصله هم شدم رئیس دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، بعد شدم معاون دانشجویی دانشگاه. مدتی در وزارت کشور معاون پارلمانی وزیر کشور بودم. بعد در جریان اصلاحات از آن جا عزلم کردند. رفتم به ارتش و دو سال معاون عقیدتی سیاسی بودم. بعد از آن هم 5 سال معاون آموزشی آنجا بودم که سال 84 دوباره آمدم این جا و مسئولیت اینجا را برعهده گرفتم.

- حاج*آقا ما خیلی سؤال درباره دوران مدیریت شما در دانشگاه علامه داریم؛ اما اگر صلاح بدانید می*خواهیم اول خودتان برایمان تعریف کنید که چه اقداماتی شده است؟ چه کارهایی کرده*اید در این دانشگاه؟
از وقتی ما آمده*ایم کارهای زیادی انجام شده است که امیدوارم یک روز، یک نفر منصفانه بنشیند و کارنامه ما را به دور از این جنجال*ها و تنگ نظری*های سیاسی ببیند و بررسی کند؛ برای مثال در حوزه عمرانی کارهایی کردیم برای دانشگاه که غیر ممکن بوده است. بنده که آمدم این جا یک تل خاک بود. جز ساختمان مدیریت هیچ چیز دیگری نبود.

این فضای سبزی که شما می*بینید، این دیوارکشی*ها، این آسفالت، آن ساختمان*ها، این*ها هیچ کدام نبود. به فضل خداوند سبحان کل این مجموعه ساخته شد. دور تا دور را دیوار کشیدیم. مسیر را آسفالت کردیم. دو تا ساختمان را بازسازی کردیم. یک آشپزخانه 4000 متری مدرن مکانیزه ساختیم. یک استخر و مجموعه ورزشی دانشجویی ساختیم.

حدود ده هزار متر سالن*های متعدد، استخر 2600 متری. دانشکده مدیریت با مساحت 11 هزار متر مربع در مراحل نهایی و پایانی ساخت است. مسجد دانشگاه با حدود 5 هزار متر زیربنا در دو طبقه رو به اتمام است. یک دانشکده دیگری با 11 هزار متر زیربنا در حال احداث است که اسکلتش بالا رفته. علاوه بر این*ها، کل املاک دانشگاه را شناسنامه*دار کردیم، یعنی از ثبت برایش سند گرفتیم، یک سانتی متر زمین نه این جا، نه کرج، نه در شهر، نداریم که سند نداشته باشد؛ وقتی بنده آمدم املاک دانشگاه فقط دو قطعه*اش سند داشته، الان به نود قطعه رسیده است.

روزی که من آمدم اینجا در خوابگاه*های ما اصلا ورزش نبود به خصوص در خوابگاه*های دختران. در خوابگاه هشتصد، نهصد نفره دو تا سالن ورزشی ساختیم که دخترها بروند آنجا ورزش کنند. یک سالن به ارتفاع نه متر و مساحت ششصد متر؛ یک سالن هم سالن مطالعه سیصد متری کاملا هم رعایت کردیم که دخترها در حیاط و راهرو*ها مشکلی نداشته باشند؛ خوابگاه*های دیگر هم همین طور. الان هیچ خوابگاهی نداریم که یک ورزشگاه ولو کوچک نداشته باشد. چه برای پسرها و چه برای دخترها، چون ورزش و نشاط خیلی در رفتار دانشجو مؤثر است. بسیاری از خوابگاه*ها در گذشته اینترنت نداشتند، اما الآن بعضی*هایش اینترنت بدون سیم هم دارند.

- فیلتر هم دارید؟
الان که دیگر خود مخابرات هم فیلتر می*گذارد آن وقت ما نگذاریم! بله فیلتر هم داریم؛ البته آن*هایی که می*روند در حوزه مسائل علمی هیچ مشکلی برایشان نیست. یعنی اگر کسی احیاناً برود دنبال دانلود کردن فیلم*های مبتذل و این چیزها، محدودیت دارد.

- از کارهایی که برای دانشجویان انجام داده*اید می*فرمودید ...
بله، عرض می*کردم؛ الان طرح تجمیع دانشگاه یکی یکی دارد پیاده می*شود. ما اعتقادمان این است که هر دانشگاهی را در یک هکتار بسازیم. از این یک هکتار حدود دو هزار و دویست متر می*شود فضای کف، حدود هفت هزار مترش هم محل گردش و فضای سبز می*شود. الان در آن دانشکدۀ ما، چهار تا باغ بزرگ می*بینید. شما این مجموعه ما را نگاه کنید 500 اصله زیتون این جا کاشتیم. درختان پر از زیتون هستند.

این فضای سبز باعث می*شود دانشجو آرام شود اخلاقش خوب شود مشکلاتش کم شود. حالت تهاجمی نداشته باشد. چون فضای سبز یک آرامش عجیبی ایجاد می*کند. لذا در هر هکتاری ما یک دانشکده می*سازیم برای همین اینجا اگر ما خیلی بتوانیم دانشکده بسازیم حدود 7 تا دانشکده می*توانیم بسازیم. بقیه دانشکده*هایمان را باید ببریم در سایت دوم دانشگاه،کنار ورزشگاه آزادی و توسعه آینده*مان آنجاست.

سیستم ثبت نام ما دیگر مثل سابق نیست. کاملا الکترونیک شده. الان از هر نقطه می*توانند ثبت نام کنند. بیایند روی سایت ثبت نام کنند و پولش را با کارت بدهند. سیستم فارغ التحصیلی باز اینترانتی شده است یعنی کاملا الکترونیکی، از دانشکده، از خانه می*توانند کارشان را انجام دهند، بعد که همه کارش انجام شد 24 ساعت بعد می*تواند بیاید این جا گواهی*اش را بگیرد و ببرد.

ما امسال یک کارت واحد می*خواهیم تعبیه کنیم که هم کارت تغذیه باشد، هم کتابخانه باشد، هم دانشجویی باشد؛ دیگر کارت*های متعدد نباشد که گم بشود. الان کارت کتابخانه داریم، کارت رستوران داریم، کارت خوابگاه داریم، کارت دانشجویی داریم، بعضی کارت*های کانونی هم داریم. خب این*ها خیلی وقت برده است.

من واقعا شرمنده معاونین خودم هستم. هستند معاونینی که اخیرا با من همکاری می*کنند. گاه من می*بینم این معاونم تا یک بعد از نصفه شب در خوابگاه*ها حضور دارند. این خیلی عظیم است، خدا را گواه می*گیرم یک ریال هم بابت این کارها بهشان نداده*ام. همه بر اساس عشق و اعتقادشان بوده است.

- آقای دکتر، ارتباط شما و دیگر مسئولان دانشگاه با دانشجویان چطور است؟ اصلاً با بدنه دانشجویی در ارتباط هستید، در جریان مشکلات و دردهای آنان هستید ...
بله حتماً همین طور است؛ دانشجویان فرزند خود ما هستند و برای ارتباط بهتر تلاش کردیم دانشجویان خودمان مسئولیت اجرایی را بر عهده بگیرند، مثلاً معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه لیسانسش این جا بوده است، فوق لیسانسش این جا بوده است، دکترایش هم این جا بوده است، در خوابگاه زندگی کرده است. می*فهمد خوابگاه یعنی چه! معاون پژوهشی هم همین طور. اینها فضا را می*شناسند. یعنی کسانی را می*گذاریم که خیلی اتو کشیده و عصا قورت داده با دانشجو برخورد نکنند؛ احساس خوابگاه را داشته باشند، احساس دانشجویی را داشته باشند و با دانشجو برخورد احساسی عاطفی بکنند، سعی کنند که پدر باشند برای دانشجو.

معاون دانشجویی ما در طول سال مرتبا دیدار دارد از خوابگاه*ها. چیزی حدود 5 تا 6 هزار نفر در خوابگاه*ها هستند. گروهی از مسئولان دانشگاه را با خود می*برد، معاون پژوهشی را، معاون آموزشی را، مدیر کل خدمات را، مدیر کل دانشجویی را می*برد. این*ها در این فضای خوابگاه می*نشینند مسائل مختلف*شان را مطرح می*کنند. بنده سایت خودم در دسترس همه است، هر کسی هر چه دلش می*خواهد روی سایت من می*نویسد بلافاصله هر روز صبح بنده سایتم را چک می*کنم، دانشجو یک ارتباط الکترونیکی مستقیم با من دارد.

هر نامه*ای را که می*خواهد بنویسد بلافاصله روی این سایت بنده می*آید، اگر من نباشم، منشی می*خواند و تلفنی از من می*پرسد که دانشجو همچین تقاضایی دارد. به چه کسی ارجاع کنیم. بنده تلفنی این کار را انجام می*دهم. شماره پیگیری هم دارد که دانشجو متوجه شود کارش به کدام معاونت ارجاع شده است.

اگر جایی حق با دانشجو باشد و خلاف شده، بنده باید برخورد کنم؛ بعضی وقت*ها هم می*نویسم دانشجوی عزیز ببخشید دیگر قانون بیش از این اجازه نمی*دهد. من اعتقادم این است که ما در نظام تربیتی اگر صادقانه بدون غرض با یک هدف خدمتگزاری وارد کار شویم و دانشجو احساس کند ما صادقیم و تبعیض نمی*خواهیم داشته باشیم و واقعا می*خواهیم مشکلش را حل کنیم، با ما هم نوا و همصدا می*شود.

ولی اگر احساس کرد ما سرکارش گذاشتیم، دور باطل ایجاد کردیم دائم از یک نقطه به نقطه دیگر پاسش می*دهیم عصبانی می*شود؛ قطعا در مقابل ما موضع می*گیرد و ما باید کاری کنیم که دانشجو ما را صادقانه به عنوان خدمتگزار خودش ببیند حالا یک جا هم ممکن است دانشجو از این فضا استفاده کند و رفتاری از او سر بزند، آنجا هم باید تحمل کنیم، یک مقدار صبور باشیم بالاخره تندی*ها را تحمل کنیم. این برخورد را ائمه به ما یاد داده*اند.

- برای فضای فکری و علمی دانشگاه چه کارهایی انجام شده است؟ شاید برخی اعتراض داشته باشند که فضای دانشگاه علامه یک فضای بسته*ای شده؛ در تبلیغات انتخاباتی بعضی نامزدهای ریاست جمهوری هم دیدیم که انگار تکیه کلامشان این بود که فضای دانشگاه*ها امنیتی شده است و ...؛ واقعاً اینطور است؟ یک چنین فضایی در دانشگاه داریم؟

بنده به هیچ عنوان چنین فضایی را بر دانشگاه*ها حاکم نمی*بینم؛ حداقل در مورد دانشگاه علامه به عنوان کسی که صبح تا شب در دانشگاه هستم می*توانم بگویم در این شش سال ما جلسات گفت*و*گوی بسیار گسترده*ای داشتیم، مخالف و موافق با هم گفت*وگو کردند. من اسم*ها را نمی*برم، از هر طیف در این گفت*وگوها بود؛ اما در این وسط نه دعوا بود، نه یقه*گیری بود، نه زنده*باد و مرده*باد بود، نه جسارت و فحش بوده است؛ بلکه نشسته*اند گفت*و*گو کرده*اند و حرف*هایشان را بیان کرده*اند.

آن هم بر اساس منطق قرآنی «قل هاتو برهانکم ان کنتم صادقین». یعنی بیایید برهانتان را بگویید، دلیلتان را بگویید اگر صادقید؛ چون محیط دانشگاهی محیط علمی است، در محیط*های علمی هر چه استدلال قوی*تر باشد، منطق قوی*تر باشد، مفاهیم گویا*تر باشد، گرایش*ها بهتر و صحیح*تر است. برعکس اگر هیچ کدام از این*ها نباشد، خود به خود آن اثربخشی را نخواهد داشت.

به خصوص در این انتخابات اخیر ده*ها جلسه از طرفداران داوطلبان نامزد ریاست جمهوری آمدند صحبت کردند، گاه خودشان مستقیم آمدند، گاه دوستانشان آمدند، گاه طرفدارانشان از هر طیف و جریانی. این که خیال کنید فقط یک گروه خاص آمده است نه؛ همه طیف*ها و جریانات آمدند گفت*وگو کردند، الحمدلله بدون این که تنشی ایجاد شود پرسش و پاسخ شده است؛ دانشجو سؤال کرده است و آقایان هم جواب دادند.

ما در دانشگاه دنبال این نوع حرکت*های سیاسی هستیم که در واقع فکر سیاسی و شخصیت سیاسی و اندیشه سیاسی بر اساس معیارهای انسانی و آن نگرش دینی حاکم شود چون هر چقدر ما در این جهت حرکت کنیم آن وقت است که می*توانیم در مقابل حق و باطل موضع گیری مناسب داشته باشیم، ولی اگر دائم آمدیم کف زدیم، داد کشیدیم، فریاد زدیم و شعارهای بی*مبنا دادیم آن وقت است که موضع گیری*هایمان خیلی موضع گیریهای منطقی نمی*شود.

- در مورد فضای فکری و علمی چطور؟
آن هم به همین شکل؛ بنده که ریاست دانشگاه را به عهده گرفتم اینجا گروه قرآن نداشت! دانشکده علامه طباطبایی که به نام مفسر بزرگ قرآن است، گروه قرآن نداشت! به نام فیلسوف بزرگ اسلامی است، فلسفه اسلامی نداشت!

- جدی می*فرمایید!؟ تصور این است که اینها باید جزو اولین رشته*های این دانشگاه باشد ...
خدا را گواه می*گیرم وقتی آمدیم هیچ کدام از اینها نبود! 4، 5 سال است گروه فلسفه اسلامی را دایر کردیم از لیسانس تا دکترا. بعد گروه قرآنی را دایر کردیم، نداشتیم این*ها را. لیسانس، فوق لیسانس، امسال هم دکترایش را. یک دانشکده الهیات تأسیس کردیم حالا این دانشکده الهیات باید توسعه پیدا کند این دانشکده الهیات باید گروه فقه و مبانی در ابعاد مختلف و متعددش بیاید، فرهنگ و تمدن اسلامی بیاید، تاریخ دول و ملل اسلام بیاید. مثلا زبان*های خارجی ما، ادبیات ما و معارف ما در یک دانشکده جمع هستند.

4000 نفر دانشجو هستند در یک مکان! حالا این*ها شده است سه تا دانشکده، یکی دانشکده الهیات، یکی دانشکده زبان*های خارجی، یک دانشکده زبان فارسی. زبان فارسی را حضرت آقا یک مأموریت جدیدی دادند، فرمودند باید زبان اول علمی شود. خب این چه موقعی می*توانست تحقق یابد. وقتی گروه را با جدیت تمام در یک دانشکده مجزا قرار دادیم با سه گروه زبان فارسی، زبان عربی و زبان شناسی که این سه تا به هم ریشه دارند.

دانشکده زبان*های خارجی مان دارد پیش می*رود، در دستور کار امسال*مان دو تا زبان را اضافه کردیم. زبان روسی نداشتیم اضافه شده است زبان چینی هم نداشتیم برای بهمن دانشجو گرفتیم و آن هم اضافه شده است. یا مثلا ما در دانشگاه ریاضی داریم، آمار داریم، رایانه هم داریم اما دانشکده*اش را نداشتیم؛ آمدیم یک دانشکده ریاضی-رایانه تشکیل دادیم. با سه گروه آمار، گروه ریاضی، گروه رایانه. از فوق لیسانس دانشجو می*گیرند.

دانشکده حسابداری و مدیریت تأسیس کردیم، یک دانشکده ورزش راه انداختیم. سالن*ها را ایجاد کردیم، استخر را ایجاد کردیم، الان دنبال زمین چمن و والیبال و این*ها هستیم. اعتقادمان این است که هر چه ورزش را در جامعه و در دانشگاه و در جوانان*مان توسعه دهیم سلامت فکری بچه*ها بیشتر می*شود. دانشجو وقتی این کارها را می*بیند چه قضاوت می*کند؟ می*گوید این*ها خدمتگزار ما هستند، ارباب ما نیستند.

حالا هر چه از بیرون فشار سیاسی بیاورند، القا بکنند، دانشجو وقتی می*بیند معاون من نصف شب می*رود خدمت او می*گوید مشکلت چه هست و حل می*کند متوجه می*شود که ما خدمتگزار اوییم. معاونت فرهنگی و دانشجویی بعضی وقت*ها گزارش می*دهد که دانشجویان 100 نفر، 60 نفر، 80 نفر وضع مالی*شان بد است پیشنهاد می*کند، ما این قدر به این*ها بدهیم. موافقت می*کنیم و بهشان کمک می*کند، چون در غیر این صورت مشکل پیدا می*کنند، ما مشکلات بچه*ها و شرایط روحی و اخلاقی*شان برایمان خیلی مهم است.

- فرمودید اخلاق بچه*ها و مشکلات اخلاقی بچه*ها برایتان مهم است؛ من از همین جا می*خواهم وارد یکی از قسمت اصلی بحث*مان بشوم؛ حاج*آقا شریعتی! یک حرف*هایی درباره شما می*زنند؛ به گوش خودتان هم رسیده است؟
مثلاً چه حرف*هایی

- مثلاً اینکه سخت*گیر هستید؛ برای دانشجویان محدودیت ایجاد می*کنید و از این حرف*ها ... شاید خودتان بهتر از من بدانید ... می*خواهیم از خودتان بپرسیم که ماجرا چیست؟
بله از این حرف*ها شنیده*ام اما واقعیت چیز دیگری است، بسیاری از مطالب حاصل القائات مسموم است؛ خیلی وقت*ها پیش آمده بچه*هایی که نامه نوشته*اند و گفته*اند ما در فلان جا، فلان کار را کردیم عذر می*خواهیم، ببخشید؛ ما فریب خوردیم یا تحت تأثیر القائات فلان استاد و فلان شخص سیاسی قرار گرفتیم و اشتباه قضاوت کردیم و حالا فهمیدیم که مسأله اشکال دارد، عذر می*خواهیم.

این یک واقعیت است، وقتی که پیش داوری می*شود، یک پندار منفی برای افراد به وجود می*آید. متأسفانه در مورد شخص من، یک خرده پیش داوری*ها از جریانات سیاسی وجود دارد سعی می*کنند به دانشجو*ها القا کنند که دانشگاه چنین است، چنان است؛ رئیسش چنین است چنان است؛ سخت می*گیرد؛ در حالیکه ما قانون*مداری را در مجموعه حاکم کردیم. آن جایی که قانون خشن است و باعث اصطکاک می*شود، آنجا هم با عطوفت و مهربانی مسائل حاشیه*ای را یک مقدار تلطیف می*کنیم و تا جایی این کار را می*کنیم که به آن اصل حاکمیت قانون خدشه*ای وارد نشود.

- چرا آقای شریعتی؟ چرا به دانشجویان القا می*کنند؟ مگر چه کار می*کنید با دانشجویان؟ چرا در مورد افراد دیگر چنین نمی*کنند؟ لابد یک خبری هست دیگر ...
... بلاتشبیه؛ بر سر پیغمبر خدا هم آشغال می*ریختند، ما که چیزی نیستیم. همیشه یک سری هستند که نمی*خواهند حرف حق به گوش برسد. می*گفتند حرف*های پیغمبر را گوش ندهید. وقتی که می*روید پیش پیغمبرگوش*هایتان را بگیرید. علیه آن بزرگوار هم القائاتی می*کردند که فلان است؛ حالا ما که کوچک*تر از این حرف*ها هستیم. بنده کار شخصی ندارم.

بروید در دانشگاه بپرسید که آیا شریعتی این کار شخصی را برای خودش کرده است؟ برای قوم و خویش*هایش کرده است؟ این منفعت شخصی را برده است؟ نه! از وقتی آمده*ام اینجا از سال 66 یا 65 که آمده*ام دانشگاه در خدمت دانشگاه بودم. در دانشکده روانشناسی بودم همین طور. معاونت بودم همین طور.

الان که رئیس دانشگاه هستم همین طور. تمام تلاشم این است که دانشگاه علامه رشد کند از حالت ملوک الطوایفی بیرون بیاید. یک شخصیت واحدی بگیرد، همه بر اساس یک هدف عالی دست به دست هم بدهند. سعی نکنند طایفه گرایی کنند. شما الان طایفه گرایی*ها را می*بینید در جهان، همین جریانی که در سوریه است، جریانی که در مصر اتفاق افتاده است.

یکی می*کِشد این طرف، یکی می*کِشد آن طرف، این وسط این ملت و مملکت است که ضربه می*خورد؛ دانشگاه هم همین طور است؛ من تمام تلاشم این است که طایفه*گرایی را در دانشگاه از بین ببرم و بر اساس یک سیستم علمی و منطقی پیش برویم لذا از وقتی که این اتفاق در دانشگاه افتاده است رشد علمی ما مضاعف شده؛ مقالات ما تقریبا چندین برابر شده است مجلات ما، وقتی بنده مسئولیت را بر عهده گرفتم ما 3 مجله پژوهشی داشتیم الان رسیده است به 30 تا مجله؛ الان دانشجوی فوق لیسانس ما رساله می*دهد. مقاله می*دهد برای چاپ. دانشجوی دکترای ما مقاله می*دهد.

ما موظف کردیم دانشجوی دکترا را که مقاله*اش باید چاپ شود. این کار طبق آیین*نامه است. خب روز اول که شروع کردیم گفتند این چه کاری است آقای شریعتی؟ این زور است؟ اما الان همه*شان خوشحالند. می*گویند شما باعث شدید که من اگر فردا خواستم عضو هیأت علمی شوم و گفتند مقاله داری، سربلند باشم. حالت نشاط و انضباط خاصی به وجود آمده. الان به طوری که معاونت پژوهشی خبر دادند رتبه ما درمقالات رسیده است به رتبه هفتم.

در حالی که اگر گذشته ما را ببینید اصلا همچین چیزی نبوده است. بنده چه کار می*کنم؟
می*گویم باید مقاله چاپ شود. باید مقاله را ارائه کنیم. آیین نامه باید اجرا شود. روزهای اول سخت است ولی هر چه که جلو می*آیند خودشان در آینده می*گویند که چه کار خوبی بود.

- البته این*ها یک بخش قضیه است! یک چیزهای دیگری هم می*گویند ... درباره جدا شدن کلاس*ها و ... فکر کنم شما اولین دانشگاهی هستید که این کار را انجام دادید، یعنی کلاس*های دختران و پسران را مجزا کردید؛ چرا؟ چطور شد که این تصمیم را گرفتید؟ چون می*دانید خیلی*ها در برابر این کار شما موضع گرفتند ... حالا این کار نتیجه*ای هم داشته است؟
البته که نتیجه داشته، من با هر کسی که در این زمینه شبهه*ای داشته باشد حاضرم صحبت کنم و کاملاً با دلیل، با آمار و ارقام، با تجربه*هایی که در این چند سال نصیبمان شد، او را قانع کنم که این کار، علاوه بر اینکه مطابق نص صریح قانون است، خیلی هم مفید و کارآمد است.
یادتان هست دو سال قبل، سه سال قبل، سعادت آباد، پل مدیریت؛ آن پسر 28 ضربه چاقو زد به آن دختر خانم. متأسفانه هر دوی آنها دانشجوی ما بودند. دانشجوی دانشکده ادبیات ما بودند. اولش یک خرده جراید دلسوزی کردند و گفتند باید ریشه مشکلات را پیدا کرد اما آخرش چه شد، تمام شد.آن پسر را هم اعدام کردند؛ خدا شاهد است وقتی من پدرش را دیدم آتش گرفتم، یک پیرمرد رنج دیده و زحمت کشیده؛ آخرش چه شد؟ هیچی.

آیا اصل مسأله پاک شد؟ ما ریشه*یابی کردیم، دیدیم این*ها کنار هم در کلاس نشسته*اند، گفت*و*گویی کرده*اند، خنده*ای کرده*اند، پیامکی داده*اند، پیامکی گرفته*اند، جزوه*ای و از این جور چیزها. این پسر خیال کرده است این دختر دلش او را می*خواهد. بعد رفته خواستگاری و جواب منفی شنیده، بعدش هم تهدید کرده و باقی ماجرا. این که ما آمدیم ساماندهی کلاسها را انجام دادیم به خاطر جلوگیری از همین مفاسد است.

مادری آمد این جا پیش من گریه می*کرد، می*گفت آقای شریعتی دخترم هم شوهر دارد، هم بچه دارد؛ اما یک پسر دانشجو نشسته است زیر پایش دارد از بین می*بردش. رفتم هر دو را آوردم این جا با آنها صحبت کردم. دیدم خانم فوق لیسانس است، پسر لیسانس. متعجب بودم چه طور شده است که این زن فوق لیسانس با یک پسر لیسانس همنشین شده! از خودش پرسیدم، گفت من چند درس پیش نیاز داشتم، من را فرستادند درس*های پیش نیاز را در گروه این*ها بگیرم و کنار این پسر نشستم و... مادرش که آمده بود پیش من، گریه می*کرد؛ می*گفت بعضی شب*ها 5 ساعت ، 6 ساعت تلفن به هم می*زنند، کار بالا گرفته و شوهر این زن شکایت کرده است و ماجرایی که این خانواده را از هم پاشیده است. ما نمی*دانیم که این*ها چه تبعات اجتماعی در زندگی*شان و بچه*شان دارد. این*ها را من با چه زبانی بگویم! به چه کسی بگویم! بلند شوم بروم به مردم بگویم!

حالا ما این جا چه کار کنیم؟ همین طور بایستم بگویم من رئیس هستم و دلم به این خوش باشد! این*هایی که عرض کردم فقط چند نمونه بود؛ ما همه این*ها را دیدیم و اقدام کردیم برای حل ریشه مشکلات. حالا بعضی*ها دائم در بوق و کرنا می*کنند نه چیزی نبود. یعنی چه که چیزی نبود! آیا نگاه کردید که چیزی هست یا نیست؟ چه طور ما می*بینیم، شما نمی*بینید؟ شما چشمتان را به کوری زده*اید یا کورچشمی پیدا کرده*اید.

شواری عالی انقلاب فرهنگی قانون گذاشته است که اگر دانشگاهی توان دارد، کلاس*ها را جدا کند. این قانون برای امسال و پارسال هم نیست، برای بیش از 20 سال قبل است. بنده احساس کردم دانشگاه ما هم توان این کار را دارد و هم شرایط این کار را، مسائل مالی اش هم که بهتر شده است. آمدم کلاس*ها را جدا کردم.

شما الان دفترچه*های انتخاب رشته را بگیرید، ما در دفترچه*ها چهار سال است داریم می*نویسیم روزانه 15 پسر، 15 دختر، شبانه 15 پسر، 15 دختر. همه دفترچه*هایمان همین طور است. در مجموع در هر کلاس می*شود 30 دختر، 30 پسر. بازده کلاس*هایمان بالا رفته است.

استاد به من می*گوید آقای شریعتی! خدا پدرت را بیامرزد، تو باعث شدی که ما سر کلاس که می*رویم مثال دخترها را از خودشان بزنیم، پسرها را از خودشان. حالا مطابق شأن خودشان سر کلاس حرف می*زنیم. تعارف که نداریم! دخترها می*آیند می*گویند به ما عزت دادید، ما می*رفتیم پای تخته گزارش بدهیم، سمینار بدهیم، از آن ته کلاس متلک به ما می*گفتند آب می*شدیم پای تخته از خجالت. حالا به طور کامل سؤالاتمان را می*پرسیم، کنفرانس*مان را هم می*دهیم، هیچ کسی هم نیست که به ما متلک بگوید و بسیار بسیار راضی*اند از کلاس*ها.

فواید این کار را در رشد کیفی دانشجویان هم می*بینیم، برای مثال از وقتی این کار را کردیم معدل*های دانشجویان تا دو نمره رشد کرده است، قبولی*های ما زیاد شده است. ما سال اول بیش از 1200 مشروطی داشتیم، کلاس*ها را که مجزا کردیم به کمتر از 600 نفر رسید.

یعنی نصف شد حتی کمتر از نصف. این همه استدلال پای این کار هست، خانواده*ها تشکر می*کنند، دخترها تشکر می*کنند، اساتید تشکر می*کنند. بروید آمار کمیته انضباطی را ببینید، آن زمان اگر نگاه کنید ده*ها پرونده داشتیم از مسائل مختلف اما الان ما پرونده*ای در کمیته انضباطی نداریم، به حداقل رسیده است. چرا؟

چون تا پیش از این کار عملا آتش و پنبه را کنار هم می*گذاشتیم و انتظار داشتیم اتفاقی نیفتد! طبیعت و سرشت این است که پالس روانی به هم داده می*شود. چرا اسلام گفته است اگر خانمی جایی نشست و بلند شد، آقا ننشیند جایش. چرا؟ برای این که این گرما و این آثار روانی منتقل می*شود.

الحمدلله امسال سال چهارم است که این کار اجرا می*شود. البته دولت قبل هم یک کم با ما در این قضیه مسأله داشت، یک روزی به ما گفتند آقای شریعتی! شنیدیم می*خواهید کلاس*ها را جدا کنید؛ گفتم دیر شنیدید! سه سال است که این کار را کرده*ایم. آثارش را هم برایشان توضیح دادم، تعجب کردند و قانع شدند.

من این را به که بگویم! روزی که ما آمدیم، در دانشکده حقوق، بر سر یک دختر چهار تا پسر چاقو کشیدند! باور می*کنید؟ در دانشگاه چاقو کشیدند! رئیس دانشکده می*داند، استادهایش می*دانند؛ موقع امتحانات خرداد بود در همین حیاطی که دارید می*بینید این اتفاق افتاد، اما خدا را گواه می*گیرم بروید همان حیاط را نگاه کنید، اصلاً همه دانشگاه را نگاه کنید؛ می*بینید دخترها یک گوشه نشسته*اند بین دو امتحان سؤال می*کنند، درس می*خوانند؛ پسرها هم آن طرف درسشان را می*خوانند، نه این*ها به آنها کار دارند، نه آن*ها به این*ها. این* برای من ارزش است، من سجده شکر به جا آوردم. ورودم آن طور بود و امروز این طور است؛ این برای من خیلی ارزش است. من الان احساس می*کنم آرامم. خدا را شاهد می*گیرم، آرامش دارم.

شما بروید در دانشگاه بچرخید، نگاه کنید این رفت و آمدها چه طور شده است. دیگر ارتباطات مثل آن روزها نیست؛ حواسشان به درس است، آن روز به بهانه جزوه، به این بهانه که استاد چه گفت؟ سؤال چه بود؟ برخی ارتباطات ناسالم برقرار می*شد، پشت سر این ارتباطات مسائل بعدی بود که یک مقدار اندکی را برای شما گفتم. حالا بعضی*ها جنجال می*کنند؛ در روزنامه و سایت*هایشان غیر منصفانه علیه ما می*نویسند! حتی حاضر نیستند بیایند دلایل ما را بشنوند! یک طرفه به قاضی می*روند، حکم صادر می*کنند و علیه ما تیتر می*زنند.

- نظر بعضی این است که حالا شما اینجا جلویش را گرفتید، آنها می*روند در خیابان و کار خودشان را می*کنند ...
این دیگر از آن استدلال*های عجیب و غریب است! واقعا ما باید دانشگاه را مرکزی بکنیم برای این که دخترها و پسرها در خیابان نروند و ... ! خیابان به عهده من نیست، مسئول خودش را دارد. بنده وظیفه*ام این جاست؛ در این جا جلویش را بگیرم، خیابان هم هر کسی مسئولش است، انجام دهد. خدایا تو شاهد باش، با زبان روزه دارم می*گویم، تا حالا هر چه دختر آمده است پیش من، اظهار رضایت کرده است. بعضی پسرها هم راضی*اند، البته نه همه آنها!

بعضی پسرها هم دائم از من سؤال می*کنند آقای شریعتی ما می*خواهیم شما را ببینیم. می*گویم چه کار دارید؟ می*خواهیم نمره مان را ببنیم. تعجب کردم! خب نمره را باید از استاد بگیرند، مدیر گروه هست، رئیس دانشکده هست. بعد دیدم یک چیزی در دلش دارد، یک حرفی دارد. گفتم حرف آخرت را بگو. گفت پس ما کی با این دخترها آشنا شویم؟ گفتم خب حالا فهمیدم، من یک راهی به شما می*گویم.

می*روی به مادرت سلام من را می*رسانی و می*گویی این آقا سید گفت برو در بین اقوام و آشنایان و محله*ها بچرخ یک دختر خوب برای من پیدا کن و برای من زن بگیر. راه حلش این است و الا با این ارتباطاتی که شما در دانشگاه پیدا می*کنید، چهار روز دیگر از هم جدا می*شوید. شما بروید از معاونت دانشجویی بپرسید این ازدواج*هایی که از آشنایی در کلاس و دانشگاه شروع می*شود چقدر دوام دارد؟ اکثرشان به طلاق منجر می*شود. همدیگر را در دانشگاه می*بینند دلبستگی پیدا می*شود، چهار روز دیگر یک چاخان*تر و یک آدم پررو*تری پیدا می*شود حرف*های دیگری می*زند و این*ها از هم جدا می*شوند.

- حاج*آقا می*گویند شما اساتید را به صورت اجباری بازنشسته کرده*اید ...
یک عده از استادها اخراج بودند به خاطر همین مسائل، سوء رفتار با دختران مردم؛ ما برای حفظ احترام و شأن*شان بازنشسته *شان کردیم. خدا می*داند ناگفته*هایی در دل دارم که اگر بگویم استخوان*ها می*ترکد. بعضی موقع*ها ما نمی*خواهیم این*ها را بگوییم. در دلم صحنه*هایی هست شرعا حق گفتن ندارم!
انصاف نیوز


like
امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 |
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهريور 1394ساعت 17:09 توسط jalal |

چه چیزهایی به بهبودی زندگی جنسی شما کمک می کند ؟


چه چیزهایی به بهبودی زندگی جنسی شما کمک می کند ؟
هر ایده ای که هر فرد برای رابطه جنسی اش برای زندگی بر می گزیند می تواند بسیاری از مسائل و مشکلاتی را که بر سر راه زندگی زناشویی قرار دارد را از بین ببرد.باید توجه داشته باشیم که نکاتی که در این جا ذکر می شود نمی تواند برای همه زوج ها مفید باشد.

برخی از تصورات جنسی عاشقانه خود را برا ی همسرتان بنویسید
در زمانی که هر دو زوج تمایل به برقراری رابطه زناشویی دارند میتوانند برای یکدیگر از تصورات جنسی عاشقانه صحبت کنند. این به چند دلیل میتواند مثبت واقع شود: این شجاعتی است که دو نفر در یک رابطه عاشقانه به خرج می دهند و احساسات خود را برای یکدیگر بیان می کنند بسیار حائز اهمیت است. همچنین نحوه بیان احساسات خلاقیت زوج ها را در یک رابطه بیان می کند .علاوه بر این ، این امر نشان دهنده آن است که دونفر از لحاظ احساسی تا چه حد به یکدیگر نزدیک هستند.

داستانهای عاشقانه جنسی برای یکدیگر بخوانید
داستان های عاشقانه جنسی را باصدای بلند برای یکدیگر بخوانید . سعی کنید داستان هایی رابخوانید که باعث ناراحتی و آزرده خاطر شدن هیچ یک از طرفین نشود . شما باید داستان هایی را انتخاب کنید و عبارتی را در آن استفاده کنید که باعث خجالت و شرم هیچ یک از دو طرف نشود.
این می تواند افق دید شما در روابط جنسی را افزایش دهد و باعث ارتقا و رشد سطح رابطه جنسی شود.

خاطره های جنسی خود را مرور کنید
ایجاد چهار قسمت از بخش های جذاب و خاطره های جنسی که با یکدیگر دارید و بیان این که شما در رابطه جنسی چه حسی دوست دارید درباره بدن خود بشنوید.
بیان احساسات جنسی در یک رابطه جنسی بسیار مفید و تاثیر گذار است. بیان خاطره های جنسی باعث می شود که تصورات ذهنی که هر یک از زوجین درباره یکدیگر داند تقویت شود.
سه مورد از مواردی را که شما در حین رابطه جنسی بسیار دوست دارید با یکدیگر در میان بگذارید این امر در رابطه زناشویی بسیار تاثیر گذار است.


like
امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 |
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهريور 1394ساعت 17:08 توسط jalal |

نجات بیماران با کلیه*های چاپ سه بعدی!


نجات بیماران با کلیه*های چاپ سه بعدی!
دانشمندان با توسعه روش*های تولید کلیه انسانی در محیط آزمایشگاه می توانند کلیه*های قابل پیوند با عملکرد نمونه واقعی تولید کنند.
بسیاری از بیماران در صف طولانی انتظار پیوند اعضا قرار دارند و برخی از بیماران بدلیل کمبود عضو اهدایی، جان خود را از دست می*دهند.محققان بدنبال توسعه روش*هایی برای تولید اندام مصنوعی قابل پیوند با عملکرد نمونه واقعی هستند و استفاده از فناوری چاپ سه بعدی در آینده کاربردهای فراوانی خواهد داشت.

پس از تولید گوش و کبد با کمک چاپگرهای سه بعدی، محققان دانشگاه علوم و تکنولوژی هواژونگ چین نمونه های مینیاتوری کلیه را با استفاده از سلول های انسانی و عملکردی مشابه کلیه واقعی تولید کرده اند.
این فناوری شامل تولید کلیه و سایر نسخه های مینیاتوری اندام با کمک سلول های انسانی و چاپگر سه بعدی است؛ تولید نسخه بزرگتر کلیه چاپ سه بعدی می تواند جایگزین مناسبی برای بیماران دچار نارسایی کلیوی باشد.

کلیه*,پیوند کلیه*,تولید کلیه با چاپگر سه بعدی

نسخه های مینیاتوری کلیه چاپ سه بعدی توسط محققان چینی

با این حال برخی محققان از جمله دکتر «لیندا گریفیت» از محققان مهندسی بیولوژیکی موسسه فناوری ماساچوست (mit) نسبت به دستاورد محققان چینی تردیدهایی را مطرح می کند.
به گفته «گریفیت»، محدودیت های فیزیکی زیادی برای چاپ سلول با وضوح مشابه اندام واقعی وجود دارد و این مسئله نیازمند توسعه روش کاملا جدیدی است که محققان چینی هنوز توضیح دقیقی در این خصوص ارائه نکرده اند.

هزینه انجام تحقیقات و آزمایشات بالینی اندام چاپ سه بعدی در حال حاضر بسیار بالا است و با توجه به زمان طولانی تحقیق، تولید، آزمایش و زمان عرضه به بازار، سرمایه گذران تمایل چندانی به حمایت از تحقیقات شرکت های بیوتکنولوژی فعال در این بخش ندارند.


like
امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 |
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهريور 1394ساعت 17:08 توسط jalal |

چگونه اضطراب کودکان را کم کنیم؟


بسیاری از کودکان امروزی دچار اضطراب و آسیمگی هستند و مسلما برای والدین آنها بسیار دردآور است ببینند فرزندشان از موضوعی ناراحت یا نگران است.

اگر فرزند شما هم این مشکل را دارد، می توانید با راهکارهایی که در ادامه توضیح داده ایم، به آنها کمک کنید.

ابتدا باید به استرس های اخیر او توجه کنید. ببینید ناراحتی و نگرانی کودک در نتیجه چه چیزی بوده است. به طور مثال، رفتن به مدرسه جدید، متولد شدن خواهر یا برادر کوچک تر یا نداشتن رابطه نزدیک با اطرافیان. اگر عادت دارید بالای سر کودک می ایستید و با او صحبت می کنید، بهتر است زانو بزنید تا هم قد یکدیگر شوید و سپس در مورد مشکلاتش از او سوال بپرسید.

شاید فرزند شما مثلا مشکل لوزه دارد و باید عمل شود و این جراحی باعث هراس او شده است و خشم خود را سر مسایل دیگر خالی می کند. یا غمگین و هراسان می شود و در خود فرو می رود.

هنگام کمک به کودکان برای نداشتن استرس، نباید او را مجبور کنید که هنگام صحبت با شما نباید نگران چیزی باشد. این نوع مکالمه می تواند احوال او را بدتر از پیش کند. بهتر است از روش «شنیدن فعال» استفاده کنید: هنگامی که کودک با شما صحبت می کند مستقیما به او نگاه کنید، حرف های او را درک و سپس به روش خودتان، حرف هایش را برای او تکرار کنید. به طور مثال، «من تصور می کنم قرار ملاقات فردا با دکتر باعث شده تا عصبی بشوی.»

حتما در نظر داشته باشید که شما باید مشکل فرزند خود را درک کنید و هرگز نباید او را تحقیر کنید. در ضمن، باعث افزایش احساس ترس او هم نشوید. به طور مثال، اگر فرزند شما برای ایفای نقش خود در تئاتر مدرسه دچار اضطراب شده است، شما نباید با گفتن اینکه همه والدین بچه ها هم در سالن حضور دارند و او را تماشا می کنند، به ترسش دامن بزنید. یا مثلا هنگامی که عصبی و بی حوصله است از او نخواهید تا دیالوگ نقش خود را برای شما از حفظ بخواند. این کارها این احساس را به کودک منتقل می کنند که شما متوجه شده اید او ترسیده است و این مساله برای کودک چندان خوشایند نیست.

والدین نباید از موقعیت هایی که موجب هراس و اضطراب کودکان می شود، دوری کنند. به طور مثال، برخی از کودکان از عروسک های بزرگی که جلوی فروشگاه ها یا رستوران ها می ایستند و تبلیغ می کنند، می ترسند. مادر و پدر این کودک نباید او را فورا از محل دور کنند، بلکه باید دست فرزند خود را بگیرند و با هم نزدیک آدمی شوند که لباس مثلا خرس یا خرگوش پوشیده است. وقتی کودک در کنار شما باشد و مطمئن شود از او محافظت می کنید با اضطراب کمتری به عروسک نزدیک می شود و شاید پس از چند دقیقه همه نگرانی او از بین برود.

یکی دیگر از روش های مقابله با اضطراب کودکان، حرف زدن در مورد نگرانی ها است. به طور مثال، اگر فرزند شما نخستین روز مدرسه اش است و اضطراب و ترس زیادی دارد، با او در مورد محیط مدرسه صحبت کنید. در مورد اتفاق هایی که ممکن است برای او پیش بیاید حرف بزنید و روش کنار آمدن را نیز به او آموزش دهید. همچنین، به او بگویید در مدرسه دوستان جدید بسیاری پیدا خواهد کرد و لحظه های شادی خواهد داشت.

باید به این نکته توجه داشته باشید که هدف شما کم کردن اضطراب و نگرانی در فرزندتان است و نباید ترس های او را از پایه و اساس سرکوب کنید.

اگر اضطراب کودک شما زیاد است، بهتر است با روانشناس یا پزشک کودکان مشورت کنید.


like
امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 |
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهريور 1394ساعت 17:08 توسط jalal |

داستان سریال مرهمت از چه قراره ؟





سریال جدید مرهمت merhamet یکی از سریالهای موفق کشور ترکیه در ژانر درام است که در سال ۲۰۱۳ تولید شده است.
از بایگران شاخص این سریال می توان به اوزگو نمل (بازیگر نقش گلی در سریال عمارت سراب) و بورچین ترزی اوغلو (بازیگر نقش آزاد در سریال ایزل) اشاره کرد.


like
امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 |
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهريور 1394ساعت 17:08 توسط jalal |

خواننده زن مشهور ایران: برای رفتن به لس آنجلس حتی وسوسه نشدم


سیمین غانم بی*تردید یکی از خوش صدا و نجیب*ترین خوانندگان زن ایرانی به شمار می*رود او که به واسطه قطعات «گل گلدون من»، «سیب» ، «مرد من» و «قلک چشات» به شهرت رسید. تصمیم گرفت همواره بدون اعتنا به حواشی که در عالم موسیقی وجود دارد تنها به ارائه کار خوب فکر کند. با او به بهانه برگزاری کنسرتش در شهریورماه به گفت*وگو پرداخته*ایم. سیمین و تولد در یک خانواده سنتی
۲۲ فروردین ۱۳۲۲ در یک خانواده سنتی در تنکابن به دنیا آمده ام. خانواده*ام از بافت سنتی برخوردار بود به همین خاطر اجازه فعالیت در عرصه موسیقی به شکل حرفه*ایی به من داده نمی*شد و فعالیت*های من در این عرصه به خواندن در مهمانی و جشن*های خانوادگی محدود می شد هر چند که در دوران مدرسه چندین بار به خاطر داشتن صدای خوب مورد تقدیر قرار گرفتم و اول شدم . اما خب این جوایز برای حضور حرفه*ایی در عرصه موسیقی به من کمکی نمی*کرد. خانواده*ام مدام این استرس را داشتند که جو نا مناسب هنر که در آن مقطع در برخی از محافل جود دارد روی من تاثیر بگذارد و من هم چون دوست نداشتم که آنها را برنجانم هیچ*گاه در این مورد پا فشاری نمی کردم تا اینکه در نهایت یک راه چاره به ذهنم رسید.
برای ورود به دنیایی موسیقی ازدواج کردم
با خودم گفتم بهترین راهکار برای من یک ازدواج مناسب است ازدواج با فردی که درک درستی نسبت به هنر داشته باشد وبه من هم اعتماد کند و اجازه دهد ضمن رعایت همه موازین اجازه فعالیت موسیقایی به من دهد افراد زیادی به خواستگاری من آمدند اما هیچ کدام از آنها نمی توانستند نظر من را تامین کنند تا اینکه با همسرم آشنا شدم در همان روزهای اول ازدواجم به این موضوع پی بردم که او همان فردی است که انتظارش را می کشیدم زمانی که ازدواج کردم بیست و پنج سال داشتم و از آن به بعد فعالیت موسیقی ام را به شکل جدی پیگیری کردم اما به همسرم اطمینان دادم که همه موازین را رعایت می کنم و کاری نمی کنم که مایع سرشکستگی او شوم و از دوران جوانی ام تا به امروز به این عهدم وفادار بودم.
خانواده*ام مهتر از موسیقی است
به نظرم این موضوع به خصوصیات فردی هر کسی بر می گردد و نمی توان به آن شکل عام داد اما من با وجود علاقه ایی که به موسیقی داشتم اما همواره آن برای من در درجه دوم اهمیت قرار داشت و آن چیزی که برایم پررنگ تر بود خانواده ام بود و خب شاید این تصمیم من مورد انتقاد بسیاری هم واقع شد برخی به من می گفتند فردی که تا این حد از صدای خوبی برخوردار است نباید خودش را در قاب خانه محدود کند اما خب موضوع چیزی نبود که بخواهم به سادگی از ان چشم پوشی کنم و همیشه برای من در الویت قرار داشته و خواهد داشت.
نقش پررنگ همسرم در موفقیت من
به دور از هر گونه شعار زدگی باید بگویم یک هنرمند زمانی موفق می*شود که ارتباط خوبی با خانواده*اش داشته باشد و خوب شاید بر اساس همین موضوع سعی کردم در انتخابم برای همسر آینده*ام دقت کنم و خوشبختانه در این راه بهترین انتخاب را داشته*ام.همسرم در موفقیت من تاثیر زیادی را داشته است روح بزرگ و منش او باعث شده است که من در زندگی ام خوشبختی را با همه وجودم لمس کنم و قدم در راه موفقیت بگذارم من هم به خاطر همه لطف هایی که در طول این سالها به من داشته قطعه « بگو ای مرد من ای از تبار هر چه عاشق» را به ایشان تقدیم کردم و البته این آهنگ می*تواند هدیه خوبی باشد که خانم های ایرانی به همسران*شان برای تشکر از محبت*هایشان هدیه دهند.
سخت پسند شده*ام
برای یک خواننده همواره نوع ملودی از اهمیت زیادی برخوردار است چرا که باعث می شود کار او آن طور که باید به چشم بیایید.بعد از انقلاب وقتی فعالیت هنری*ام را از سر گرفتم ترجیح دادم که آهنگسازی کارهایم را خودم بر عهده بگیرم بیش از این با بزرگانی مانند فریدون شهبازیان ،بابک بیات کارکردم اما خب بعدها پیشنهاد زیادی داشتم اما هیچ*یک ازاین پیشنهادها نتوانست من را متقاعد کند که بخواهم آهنگسازی کارهایم را به آن*ها واگذار کنم؛ شاید بخشی از این موضوع به این خاطر باشد که در طول این سال*ها بسیار سخت پسند شده *م و هر اثری نمی*تواند توجه من را به خود جلب کند به همین خاطر ملودی کارها را خودم می*سازم و تنظیم آن را به همکارانم می*سپارم.
جوان*ها از کنسرتم بیشتر استقبال می*کنند
برای یک خواننده زیباترین لحظه زمانی است که روی استیج قرار می*گیرد برای من هم این لحظه همیشه جزو زیباترین لحظه*های زندگی*ام بوده است. هیچ وقت یادم نمی رود وقتی بعد از بیست سال وقتی برای اولین بار روی استیج قرار گرفتم و قرار شد برای خانم*ها برنامه*ایی را اجرا کنم با خودم گفتم حتما افرادی که به سالن اجرا می*کنند همنسلان خودم هستم چون در شرایطی که همه جورموسیقی آن هم به وفور در جامعه به گوش می*رسد طبیعی است جوان*ها جذب آن سبک موسیقی ها شوند اما در کمال ناباوری وقتی وارد سالن شدم دیدم نیمی از سالن متشکل از جوان*ها است همان*جا بود که بغض کردم و این موضوع را توفیقی از جانب خدا دانستم و خب حالا با گذشت سال*ها همچنان استقبال جوان*ها از کنسرتم چشمگیر است سعی می*کنم در اجراهایم در کنار کارهای قدیمی کارهای جدید را هم اجرا می*کنم .
خیلی*ها با گل گلدون عاشق شدند
برای خیلی*ها اسم سیمین غانم مترادف شده است با گل گلدون، باید اعتراف کنم خیلی خوشحالم بعد از گذشت سال*ها گل گلدون هنوز در میان مردم شنیده می*شود ودیگر به نوعی نوستالوژی بدل شده است و یک آهنگ خاطره*انگیز و اشک به چشم خیلی*ها آورد. خیلی*ها با این آهنگ عاشق شده*اند در سفرهای*شان آن را گوش داده*اند و یا به عنوان لالایی برای بچه*هایشان آن را می*خوانند خب این موضوع برای یک هنرمند بسیار ارزشمند است.
زمانی که نمی*خواندم باغبانی می*کردم
عده*ای از دوستان از من می*پرسند زمانی که از حرفه خوانندگی دور بودی چکار می*کردی و من در جواب آن*ها می گویم:در طول سال*های که از موسیقی دور بودم سعی کردم که خودم را با هنرهای مختلف دیگر سر گرم کنم به همین خاطر در وقت*های بیکاری به سراغ طراحی دکوراسیون می*رفتم و گاهی هم عروسک سازی انجام می*دادم . من شیفته طبیعت هستم و برای من هیچ چیزی لذت بخش*تر از آن نیست که وقتم را با باغبانی بگذرانم به خاطر علاقه*ام به طبیعت زمین کوچکی را در لواسان خریدم و به ناچار برای فرار از آلودگی تهران به آن*جا پناه می*برم.
شهرت دغدغه*ام نیست


like
امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 |
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهريور 1394ساعت 17:08 توسط jalal |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 442 صفحه بعد
خرید سی سی کم